ابراهيم عاملي ( موثق )

261

تفسير عاملي ( فارسي )

قابيل خوب شده است چنان كه در بسيارى سالها چنين مىشود ، و بواسطه ى علفزار - هاى وسيع و اراضى غير مزروع گوسفندان هابيل زياد شدند و همين جهت فكر و عقيده مردم بوده است كه تصوّر كرده‌اند هديه ى يكى قبول شده است و ديگرى قبول نشده است ، و در قرآن كه تعبير شده است بقبولى از مال يكى و ناقبولى از ديگرى نقل تصوّر و فكر مردم بوده است ، و از غور در تاريخ اين مطلب معلوم مىشود و از قرآن جهتى براى آن معلوم نمىشود ، و تورات هم بيش از اين نگفته است كه هديه ى يكى مقبول و ديگرى مردود شد . و فرود آمدن آتش و سوختن قربانى قياسى است از يهوديها و مسيحيها كه در تورات چنين قربانى را گفته است كه آتشى آمد و سوخت آنها گفته‌اند كه قربانى فرزند آدم نيز مثل آن قربانيهاى ابراهيم و موسى و سليمان و غيره بوده است كه آتشى آمد و سوخت و نيز مفسّرين قرآن و علماى اسلام از آنها تقليد كرده‌اند و گفته‌اند قربانى هابيل قبول شد چون آتش آسمانى آن را سوخت و از ديگر نسوخت و قبول نشد ، با اينكه نه در تورات و نه در قرآن چنين مطلبى نسبت بقربانى فرزند آدم نيست . « لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ الخ » 31 كشف نوشته : اگر تو مرا بكشى من تو را نكشم كه تو را حسد دادند و مرا تقوى . تقوى مرا نگذارد كه تو را كشم و حسد تو را بر آن دارد كه مرا كشى ، تو مقهورى از روى قدرت و عزّت و من مجبورم از روى لطافت و رحمت . تو چنانى كه تو را بخت چنان آمد ، من چنينم كه مرا سال چنين آمد ، ممشاد دينورى از بعضى سلف نقل كرده كه گناه آدم از حرص بود و گناه پسر وى قابيل از حسد و گناه ابليس از كبر . حرص حرمان آرد و حسد خذلان و كبر اهانت و لعنت . حرمان درماندن است از بهشت و خذلان بازماندن است از دين و اهانت راندن از حضرت . « إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ » 32 طبرى : از مجاهد و ابن مسعود و عدّه اى از اصحاب پيغمبر نقل شده است : يعنى تو مسئول باشى از جهت گناه كشتن من و گناهان گذشته ى خود و ديگران گفته‌اند يعنى : گناهان من و گناه خودت بر عهده ى تو باشد . مجمع البيان : بهتر معنى اوّل است كه گناه كشتن من و ديگر گناهانت باشد .